ربنا!
"با شنیدن کلمه ی «ربنا» دم افطار به آدم یه حال دیگه ای دست میده. انگار همه در خونه ی خدا منتظرن تا در باز بشه و برن تو! اگه همون موقع دلت یه کم شکست یا لرزید یادی از منم بکن!"
اولش مثل همه ی پیامک های اینجوری که واسه آدم میاد، سر سري خوندم و ازش گذشتم. دو سه روزي از ماه رمضون گذشت و من همه ش با خودم فكر مي كردم كه چرا امسال حس ماه رمضون ندارم!!
بعد از چند وقت، يه بار كه داشتم توي اينباكس موبايلم به پيام هام نگاه مي كردم، دوباره چشمم افتاد به همين پيامكي كه اينجا نوشتم و چشمم موند رو كلمه ي «ربنا». و بعد ياد ربنا ي شجريان افتادم كه هر سال دم افطار ناخودآگاه حس ماه رمضون رو به آدم القا ميكرد! يادم افتاد كه امسال هيچ خبري از اون ربناي دم افطار كه واقعا دل آدم رو مي لرزوند نيست!!
پ.ن:
۱. میدونم این پستم بی شعره و خارج از قوانین وبلاگم! اما خودم حوصله ی شعر رو نداشتم! شما رو نمیدونم!!
۲. اگه شما هم دلتون واسه «ربنا» ی شجریان تنگ شده میتونید از اینجا دانلودش کنید!!