:)
+ امروز همه ی هزار و خورده ای اسمسی که تو گوشیم بود رو پاک کردم... این ینی حذف خاطرات... فردا می خوام هر چی نوشته و دفتر و تقویم برام مونده رو سر به نیست کنم... این ینی حذف خاطرات... می دونم با این کارا نمیشه خاطرات رو از ذهن پاک کرد... منم اینو نمی خوام... اما با این کارا راحت تر میشه گذاشت و رفت...
++ از بین 20 نفری که طی دو روز بهشون زنگ زدم، 5 نفر اومدن... نمی خوام منتظر بمونم تا ببینم 9595 چند نفرشون میان...
+++ ممنون بچه ها که اومدین؛ اما هیچی عوض نشد...
++++ راست گفتی... تنهایی این نیست که آدم دور و برش شلوغ نباشه... آدم از درون تنها میشه...
+++++ می دانی تنهایی کجایش درد دارد؟! انکارش!! (موافق نیستم با این جمله!)
++++++ دیگه دلتنگ کسی نیستم... دلتنگ دریا هستم... دریایی که وقتی کنارشم هم دلتنگی م رفع نمیشه... دلتنگ بارون هستم... بارونی که وقتی زیرشم هم دلتنگی م رفع نمیشه...
+++++++ دلم یه سفر دووووووووووووووووور می خواد... بی برگشت...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۱/۰۵/۱۵ ساعت 16:18 توسط لیلی
|