لرزش دستانت...
لرزش دستانت را نشانه می روم
و می خندم با صدای بلند
تا تو
با خجالت سرت را پایین بیندازی
لیلی!
این بهترین راه است
تا بی هیچ ترس و تشویشی
بتوانم
از برق چشم هایت در چشمانم
بخوانم شعر ِ دوست داشتنَ ت را!
«لیلی»
:::
پ.ن:
قوانین علم را بر هم زده ای...
نبودنت وزن دارد؛
تهی.... اما سنگین!!!
+ نوشته شده در شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۰۶ ساعت 22:26 توسط لیلی
|